حقیقت بهائیت

هرکس که در آسمان و زمین است، حتی ماهیان دریا، برای جویای دانش آمرزش می طلبند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ افشاگر های ادیب مسعودی

با سلام خدمت تمامی همراهان وبلاگ حقیقت بهائیت


بسیار خوشحال شدیم که خبر راه اندازی وبگاه بهائی پژوهی را خواندیم و اما این سایت در اقدام آغازین و آزمایش راه اندازی وبگاه خود اقدام به نشر قطعه ای صوتی از یکی از مستبصران بهائی و دارای نام و آوازه در بین بهائیان به نام ادیب مسعودی کرده است


از خصوصیات بارز و قابل توجه در این سخنرانی افشاگری های جناب ادیب مسعودی در مورد فعالیت های بهائیان و دروغ پردازی آنان و متوسل به هر اهرمی شدن برای پیشبرد اهداف شوم خود می باشد .


از دیگر بارزه های این صوت امکان دانلود سریع با کیفت بالا و حجم پائین می باشد و امکان پخش هم زمان و آسان


فقط بینندگان لینک فوق باید توجه داشته باشند که برای دانلود صدا بعد از کلیک بر روی لینک زیر باید بر روی گزینه فوق در وبگاه بهائی پژوهی  راست کلیک کرده و روی گزینه                            کلیک نمایند     save target as 


 


  دانلود سخنرانی ادیب مسعودی


 


 


.......


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ گذری بر کتاب اقدس قسمت سوم

قسمت سوم: انحصار خیر در من!

میرزا در همین عبارت نخست کتاب اقدس تکلیف خود و دیگران را مشخص می نماید:

من جامع همه خوبی ها و خیرات هستم و دیگران نقطه مقابل آن یعنی بدی و ضلالت!!

می فرماید:


من فاز به قد فاز بکل الخیر

یعنی هرکس به عرفان من (مشرق وحی)برسد به همه خیر ها فائز شده است!

توجه می فرمائید صحبت از کل خیرها و تمامی خوبی هاست نه بخشی از آن!

به عبارت دیگر میرزا خود را در هزاره سوم و در میان میلیاردها انسان روی زمین برترین موجودو

"
کل خوبی ها"شمرده و دیگران را به شناخت خود یعنی این عنصر انحصاری هزاره سوم که برابر

همه خوبی هاست فراخوانده است!!

انسان های این هزاره ول معطل انداگر سراغ هر خیر دیگری جز بهاءالله بروند ،

نه اینکه ول معطلند بلکه در ضلالت اند اگر این خیر را رها کنند و خود را به خیر کوچکی مشغول

سازند!

باید همه کارهای خیر و موسسات خیریه و اختراعات و اکتشافات و پروژه های پژوهشی تعطیل

شود و همه محققین حهانی بسیج شوند که این وجود کل خیر را بشناسند و گرنه سر از

گمراهی در آورده و با وجود همه کارهای خیر به باطل غلطیده اند!!




کتاب اقدس فریاد می زند:

خیر مطلق و انحصاری هزاره سوم میرزاحسینعلی نوری مازندرانی است 


 و مابقی هیچ هیچ!!


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ گذری بر کتاب اقدس قسمت دوم

 


قسمت دوم: ملاک هدایت و ضلالت:من!


 


میرزا در این فراز نخست از کتاب "اقدس "خود را " مشرق وحی " یعنی محل تابش

وحی الهی خوانده است. این مقام را هم تا مقام خدائی بالا برده و گفته در حد خالقیت در عالم

امر و خلق است.یعنی این مشرق وحی ، همان مقام خدائی و آفرینندگی چه در عالم خلق و

چه در عالم امر است!

پس مردم با میرزائی روبرو هستند که حامل وحی الهی است بلکه خود نفس الهی است !

نتیجه اش این می شود که موافقت با میرزا فوز و رستگاری و مخالفت با او عین ضلالت است.

همه دگر اندیشان محکوم به گمراهی و همه مصدقین میرزا فائز به رستگاری اند!

مسلمان و مسیحی و کلیمی و زرتشتی از ادیان الهی که به او باور مند نیستند اهل ضلالتند!

هر دگر اندیش صالح و نیک عمل و مردم خواه و دانشمند و مخترع و ...رفتارش غیر مرضی و

عبث و غیر قابل قبول است مگر آنکه بهائی شود و به میرزا عرفان پیدا کند که بلافاصله و فی

الفور از فائزین می گردد!

شنیده شده است در بهائیت سخن از حدت عالم انسانی و است حالا در مقدس ترین کتاب

بهائیان عبارتی را می خوانید که مفهومش این است که شش میلیارد انسان روی زمین جز چند

میلیون بهائی همه اهل ضلالت محسوبند.

پس همه آدمیان بر خلاف ادعای "همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار" ،برگ های یک شاخسار

نیستند مگر می شود فوز و ضلالت در یک شاخه با هم وحدت داشته باشند ؟!

کسانی که اگر همه کارهای خیر جهان در پرونده آنان باشد باز گمراه محسوب می شوند چگونه با

فائزین(باورمندان به میرزا) برابر شمرده می شوند؟

خود میرزا کور و بینا را مساوی نمی داند ،فائز و گمراه را یکی نمی شمرد آنوقت چطور از وحدت

عالم سخن می گوید؟!

عجبا حل این مسئله غامض را از عقول صافیه بپرسند تا جوابی گیرند و از تیغ تناقض فاحش

برهند!

یا از شعار وحدت عالم انسانی بگذرند یا از اقدس دست بکشند.

یا از همه اندیشمندان جهان که غیر بهائی اند بخاطر تهمت ضلالت به آنها عذر خواه شوند یا این

جمله را از کتاب مقدس خود پاک نمایند.

یا بهاءالله را از مشرق وحی بودن پائین آورند یا اقدس را نوشته یک انحصار طلب پر مدعا شمرند

که به گزاف خود را نفس الهی در عالم امر و خلق نامیده است...

یا همه شعارهای قشنگ بهائی را در آینه این عبارات عوض کنند یا خود را مربوط به دوران جدید

نشمرند که همه کس جز خود را گمراه دانند و اعمال خوب آنها را هباء منثور گویند...

انتخاب با خود آنهاست...


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ گذری بر کتاب اقدس قسمت اول

قسمت نخست: اولین واجب چیست؟:شناخت من!

مفهوم اولین عبارت کتاب مقدس بهائیان (کتاب اقدس) این است: همه گمراهند جز بهائیان !

بهاءالله در عبارت اول کتاب مدعی است که هرکس مرا نشناسد از اهل ضلالت محسوب می

شود حتی اگر همه کارهای خوب جهان بدست او صادر شده باشد!!

لذا پیام "اقدس "به همه شش میلیارد انسان روی زمین ،همه نیکوکاران و مخترعان و دانشمندان

غیر بهائی این است که شماگمراهید و همه کارهای خوبتان هم باطل است چون مرا نشناخته

اید...این عبارت را باید به عنوان معرفی بهائیت به نقل از کتاب اقدس به مجامع بین المللی

فرستاد...

بهاءالله کتاب اقدس را این چنین آغاز می نماید:

"ان اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام

نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیروالذی منع من اهل الضلال و لو یاتی

بکل الاعمال"

ترجمه:

نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش

وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله

خود او یعنی خود خداست!

هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم

شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد.

از جوانان عزیز و دانش پژوهان گرامی می خواهم به این عبارت که نخستین جمله و طلیعه کتاب

مقدس بهائیان است دقت نمایند و برداشت های خودشان را از آن بیان نمایند.

بنده برای شروع بحث سعی می کنم مطالب برآمده از این عبارت را فهرست نمایم:

1-اولین وظیفه هرکس شناخت رسول است.(رسول از سوی چه کسی؟!)

2-شناخت رسول ،مهمتر از شناخت خود خداست چون اولین واجب شناخت خود خدا نیست بلکه

شناخت رسول است!

معلوم نیست وقتی هنوز خود خدا را نشناخته اند چطور رسول او را می توانند بشناسند؟!

3-رسول ،قائم مقام خدا در عالم خلق و امر است بلکه نفس اوست!

توضیح عالم خلق و امر باشد برای بعد!

وقتی خود فرد شناخته شده نیست شناخت قائم مقام او چه معنی دارد؟!

4-وصول به همه خیرها در گرو شناخت این رسول است !

5- هرکس از این عرفان منع شود گمراه است حتی اگر همه اعمال را انجام دهد!

پس هرکس در دنیا به عرفان رسول دست نیافت از نظر بهاءالله اهل ضلالت و گمراهی است و

اگر اعمال خوبی هم انجام دهد به درد نمی خورد و باطل است.

خلاصه سخن بهاءالله در نخستین عبارت کتاب اقدس این است که :

امروزه روز اگر کسی بهاءالله را شناخت به همه خیرها دست یافته و اگر نشناخت

گمراه و اهل ضلالت است و هیچ کار خیر او هم به درد نمی خورد و یکسره در گمراهی سقوط

کرده است.خلاصه قبل از شناخت خدا باید همه جهانیان بهاءالله را بشناسند و گرنه همه باطلند.

در یک کلام فقط سه چار ملیون بهائی که بهاء الله را شناخته اندهدایت شده اند و شش میلیارد

انسان دیگر روی زمین اهل گمراهی اند حتی اگر همه کارهای خیر در پرونده آنها باشد!!


بنازم انحصار طلبی را که از این بالاتر نمی شود!

همه دنیا گمراهند جز این سه چهار میلیون نفر و همه مطالب و اعمال خوبشان هم باد هواست!

راستی یک پیامبر الهی سراغ دارید که مردم را این چنین به خود _و نه به خدا _فراخوانده باشد؟!

یک آدم انحصار طلب سراغ دارید که به اسم دین ،خود را قائم مقام خدا در عالم خلق و امر

معرفی نموده و بگوید به جای هر شناخت دیگر بیائید دنبال من که اگر مرا نشناسید و دنبال من

نیائید محکوم به گمراهی و بدبختی هستید؟!


نتیجه من  :


 


الان تکلیف شش میلیارد انسان غیر بهائی در روی زمین چیست که هنوز میرزا را نشناخته اند؟

بی گمان آنها طبق نص صریح کتاب اقدس جزو گمراهانند !!

آنها اگر خواستند از گمراهی خارج شوند باید چه بخوانند و از دید چه کسانی بخوانند و چه کسی

قضاوت می کند عرفان آنها به واقع اصابت کرده یا نکرده است ؟

مهتدی شده اند یا در گمراهی غلطیده اند؟!


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان قسمت سوم

حقیقت بهائیت در بلاگفا نیز راه اندازی شد


http://baharoom.blogfa.com


شوقی افندی (جانشین عباس افندی) در سال 1320 شمسی (1941ق) لوحی با عنوان <قد ظهر یوم‌المیعاد> نوشته است. در این کتاب، وی از وقوع انقلابی در جهان یاد کرده که معتقد است در پرتو مسلک بهائی به وقوع پیوسته و به سبب آن انقلاب، شوکت و عظمت اسلام و علمای شیعه منهدم شده است. وی در این لوح که عنوان زشت <عواقب نکبت‌بار شیعه اسلام> را بر پیشانی دارد، در هتاکی و بی‌حرمتی به روحانی و مجتهد، فقه و اصول، مسجد و جماعت، تکیه و روضه و روضه‌خوان، و وعظ و واعظ شیعه سنگ تمام گذارده است که با پوزش از ملت شریف و مسلمان ایران، به ذکر گوشه‌هایی از آن می‌پردازیم:‌‌<انقلابی که... از تسلط علمای مذهبی که قرنها جوهر اسلام در آن کشور (یعنی ایران) به شمار می‌رفتند جلوگیری کرده و طبقه‌ای را (علما) که دستگاه دولت و حیات ملت به طرح لایتجزی با آن آمیخته شده بود، باطناً واژگون ساخت. این انقلاب... در حقیقت اساس دولتی را که بر پایه شعائر دیانتی تشکیل یافته بود متلاشی ساخت؛ همان دولتی که تا آخرین نفس منتظر و مترصد ظهور امام غایب بود؛ آن امامی که... بایستی بر تمام کره ارض حکومت نماید.> وی در ادامه نوشته است: <حصین اسلام، که ظاهراً تسخیرناپذیر به نظر می‌آمد، اکنون از اساس تکان خورده... درهم می‌ریزد.> همچنین افزود: <معممین مذهب اسلام، که به فرموده حضرت بهاءالله سرهای خود را با سبز و سفید مزین نموده و مرتکب شده‌اند آنچه روح امین را به نوحه درآورده، با کمال بی‌رحمی نابود شدند... عمامه‌های گنبدآسا و وزین علمای ایران که حضرت عبدالبهاء از روی کنایه گنبدهای نیلگون و سفید فرموده‌اند، در حقیقت سرنگون گردید. آن پرمدعاهای متعصب و خائن و دنی که سرهاشان حامل آن عمامه‌ها بود، به فرموده‌ حضرت بهاءالله زمام ملت در قبضه اقتدار آنها بود و در <قول، فخر عالم‌اند در عمل، ننگ‌امم>... عربده‌های متعصبانه... و فتاوای آنها، که با آن وقاحت صادر می‌شد و در بعضی موارد شامل اعتراض به سلاطین بود، حال نسیاًمنسیا گردیده... این جماعت ناپاک البته ذلتی را که به آن دچار شده مستحق بوده‌اند.>


جالب است بدانیم آنچه را شوقی افندی، در فوق بدان مباهات کرده است، اعمالی بود که رضاخان (برکشیده آیرونساید) به دستور لندن، با زور و تزویر و خون و آتش در این مرز و بوم انجام داده بود!


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان قسمت دوم

عباس افندی، فرزند بهاء، راجع به علمای ایران --- که پیداست به علت تباهی نقشه‌ها و دسائس خویش، سخت از دستشان کلافه بوده است ---- نوشته است: <این قوم، خویشتن را علمای دین مبین و حامی شرع متین و جانشین سیدالمرسلین می‌شمرند و چون ثُعبان [افعی] بدکیش، بیگانه و خویش را نیش می‌زنند و چون مار و عقارب، اباعد و اقارب [دوران و نزدیکان] را می‌گزند... چون گرگان خونخوار اغنام الهی را بدرند و دعوای شبانی کنند و چون دزدان راه، قطع طریق و سد سبیل نمایند و قافله سالاری خواهند... چون... به فضائل [آنان]نگری، هریک اجهل از انعام و بهیم [جاهل‌تر از چهارپایان‌اند]... در مدارس چون بهائم [حیوانات] اسیر خوردن و خوراک‌اند و چون سباع ضاریه [درندگان خون‌آشام] بی‌مبالات و بی‌باک>!62 وی در جای دیگر به بهائیان بشارت داده است که <من‌بعد، دستگاه اجتهاد و حکمرانی علما و مرافعه در نزد مجتهدین و تمسک عوام به ایشان و صف جماعت و ریاست روِسای دین، پیچیده خواهد شد.> نیز به فضل‌الله صبحی گفته است: علمای معاصر ایران <عالم نیستند، زندیق‌اند...>!


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان قسمت اول

1ـ حسینعلی بهاء (مؤسس بهائیت) در الواح و آثار خویش صراحتاً و به کرات به شیعیان توهین و حمله کرده و برای نمونه در کتاب اشراقات، از آنان با تعابیری چون <شیعه شنیعه> و <پستترین حزب و امت> یاد کرده و علمای تشیع را (به دلیل نپذیرفتن ادعای باب و بهاء) با تعبیر <فراعنه و جبابره> و پراکندگان <اوهام> در بین مردم مورد طعن و لعن قرار داده است.


از زبان او در کتاب <مائده آسمانی> آمده است: <بگو ای مردم، اگر به نور ایمان فائز نمی‌شوید، از ظلمت حزب شیعه خود را خارج نمایید لعمرالله اعمال [آنها] غیراعمال رسول و همچنین اقوال...>. و نیز: به خدا قسم <حزب شیعه از مشرکین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذکور> است!


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ جدایی دین از سیاست در بهائیت

با سلام خدمت تمام همراهان وبلاگ حقیقت جوی حقیقت بهائیت


 آری  اینبار بدون شرح بر بالای منبر جهانی نشستیم  تا  شرح آن را شما خوبان به نگارش درآورید 


 آری بهائیان بخوانند و باز بگویند بهائیت ، دخالت در سیاست ، نه این وصله ها به ما نچسبیده  ، و نخواهد چسبید .


آری شما گفتید و جوانان با شعور و فهم این مرز و بوم هم لابد باور می کنند .


آری شما فکر کردید ما جوانان ایرانی ........ و شما هم حتما خیلی ............... هستید .


آری .....


 این شما و این هم نمونه ای از رجال بهایی دوران پهلوی


 


v     وزرای بهایی دولت حسنعلی منصور


ü      امیر عباس هویدا  ــــــــــ ‌وزیر دارایی


ü      غلام عباس آرام ــــــــــ وزارت امور خارجه


ü      اسدالله صنیعی ــــــــــ وزارت جنگ


ü      منصور روحانی ــــــــــ وزارت آب و برق


ü      اسماعیل ریاحی ــــــــــ وزارت کشاورزی


ü      هوشنگ نهاوندی ــــــــــ وزارت مسکن


ü      عطاء الله خسروانی ــــــــــ وزارت کار


ü      حسن پاکروان ـــــــــــ سازمان اطلاعات و امنیت کشور


امیر عباس هویدا 3 ماه بعد از پست نخست وزیری 3 بهایی دیگر را به این جمع اضافه کرد .


ü      منوچهر شاه قلی  ــــــــــ وزیر بهداری


ü      دکتر فرهنگ مهر ــــــــــ معاون نخست وزیر


ü      فرخ رو پارسا ـــــــــ معاونت پارلمانی وزارت آموزش و پرورش که پس از چندی در رأس آن قرار گرفت


دیگر مشاغل فرخ رو پارسا اولین وزیر زن کابینه  :


ü      نماینده مجلس .


ü      رئیس جمعیت زنان دانشگاهی وابسته به سفارت آمریکا


 


 


آیا می دانید کلیه سهامداران شرکت زمزم ( پپسی کولا ) بهایی بودند .


 


 


در مورد هژبر یزدانی و ثابت پاسال چه می دانید ؟


 


 


آیا می دانید ........ ؟  


 


 


ادامه مطلب...

گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ آیا می دانید

خدمات بهائیت به صهیونیسم پس از مرگ عبدالبهاء نیز ادامه، بلکه توسعه یافت و پس از تأسیس حکومت غاصب اسرائیل به ارتباط و تعامل فزاینده میان سران بهائیت و رژیم اشغالگر قدس انجامید.به عنوان نمونه، شوقی در فروردین 1332.ش با رئیس جمهور اسرائیل دیدار کرد و نظر مساعد و تمایل بهائیان را نسبت به اسرائیل اعلام نمود و خاطرنشان ساخت که این فرقه آرزومند ترقی و سعادت رژیم اسرائیل است رئیس جمهور اسرائیل نیز ضمن تقدیر از اقدامات و مجاهدات بهائیان در کشور اسرائیل آرزوی قلبی خویش را برای موفقیت بهائیان در اسرائیل و سراسر گیتی اظهار کرد و افزود که سالها قبل به حضور عبدالبهاء تشرف یافته است


 


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ طاهره و بی عفتی های ان

آیا می دانید


طاهره قزوینی دختر حاج ملاصالح قزوینی برغانی، برادرزاده و عروس حاج ملا محمد تقی قزوینی معروف به «شهید ثالث» که با استفاده از استعداد و تیزهوشی خداداد و منحصر پدر وعموی دیگرش - ملا محمد علی برغانی، از مریدان خاصه سید کاظم رشتی - که اخباری مسلک بودند به حلقه طلاب در آمده بود و سیدکاظم او را در رسائل جوابیه خود قره العین نامیده بود. او کسی است که با بی حجابی و بی عفتی خود و سوءاستفاده از آشنایی با علوم دینی عده بسیاری را به بابیگری کشاند. تاریخ نویسان وجود اورا عمده ترین عامل نشر عقاید بابیت دربین زنان می دانند. همچنین شهادت شهید ثالث، عمو و پدر شوهر او به تحریک قره العین صورت گرفت (بهائیت در ایران، ص 135-132). زشتی و قبح اعمال قره العین به حدی است که پیروان این فرقه نیز به آن معترضند، از جمله خواهر میرزا حسینعلی (بهأ) بعدها در مورد قره العین و تندروی های او در لوح عمّه گفته است که قره العین یک دفعه بی حکمتی کرد و هنوز آن را از کله مردم نمی توانیم به در آوریم. (فتنه باب، ص 175).  


ادامه مطلب ندارد ...

گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ آیا می دانید ؟؟

آیا می دانید در عصر پهلوی در ایران در سفارت انگلیس 


اگر می خواستند از ایرانیان استخدام کنند حتما یا یهودی یا ارمنی یا بهائی ، گهگاه


 زردشتی ، و برای مشاغل نازلتر از قبیل فراشی و نامه رسانی و باغبانی و غلامی ،


 از پیروان فرقه علی اللهی ( غلاه ) برمی گزیدند و


مستخدمین بومی از هرفرقه ای بودند غیر از


شیعه اثنی عشری


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ آیا میدانید ؟

به تصریح منابع  بهایی  پس از ترور نافرجام ناصرالدین شاه به دست بابیان  ،  میرزا حسینعلی نوری ( بهاء ) که شدیدا در مظان اتهام بود به خانه شوهر خواهرش ( منشی سفارت روس ) در زرگنده ( محل ییلاقی سفارت ) پناهنده شد و سفیر روس به حمایت علنی از وی پرداخت .


نتیجه : می گذاریم با شما در قسمت نظرات 


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()

نوشته شده به مدد حضرت ولیعصر (عج)توسط سرباز ناچیزش هما:   هما  

+ وحدت عالم انسانی از دیدگاه اسلام

 


 


 آموزه ها " وحدت عالم انسانی به آن معنا که در بهائیت آمده است، مورد قبول اسلام نیست تا شما بخواهید از آن ایراد بگیرید. کجا اسلام گفته است که گرگ های خون خوار را مانند غزالان ختن بشمارید؟ کجا اسلام گفته است مجرمان و جنایت کاران را یار مهربان باشید؟ اسلام آشکارا کافران سیاه دل رااز چهارپایان هم بدتر می داند. نظر صریح و روشن اسلام را عرض می کنم و مجددا یادآوری می کنم ،آن چه را که پیشوایان ‏بهایی به ویژه جناب بهاء الله و عبدالبهاء به عنوان وحدت عالم انسانی مطرح نموده ‏اند، نه تنها به هیچ روی مورد قبول اسلام نیست، بلکه با خرد و وجدان آدمیان کاملا ‏مغایرت دارد.


1-‏‎ ‎در آموزه های ادیان الاهی، میان کافران و مشرکان با خداشناسان و یکتاپرستان ‏به کلی فرق گذاشته اند.  قرآن  به روشنی و صراحت در باره ی گروهی از انسان ها چنین می فرماید: ‏

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا ‏

یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ: ‏

بی تردید گروه زیادی از جنّ و انسان ها را برای جهنم آفریدیم. همان ها که دل دارند ‏اما نمی فهمند، چشم دارند، اما نمی بینند، گوش دارند، اما نمی شنوند. آنان همانند ‏چهارپایان، بلکه بدترند. آنان غافلان اند. ‏
به این ترتیب میان انسان های گمراهی که به هیچ روی نمی خواهند در برابر خدا ‏تسلیم باشند، با کسانی که خداشناس اند، فرقی فاحش وجود دارد. این تفاوت میان ‏انسان ها با آن چه که بهائیت به عنوان وحدت عالم انسانی مطرح می کند، وجود ‏ندارد. کسانی که خرد خویش را به کار نمی اندازند و حاضر نیستند حق را بپذیرند، ‏بی تردید همان ها هستند که قرآن از آنان چنین یاد می کند: ‏

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ: ‏

به راستی بدترین جنبندگان نزد خداوند کرها و کورهایی هستند که خرد نمی ورزند. ‏
و نیز می فرماید: ‏

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ ‏

بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی اند که کافر شده اند. آنان ایمان نیاورده اند. ‏
قرآن نظر خداوند را به روشنی بیان می کند: ‏

وَ الَّذینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ: ‏

کسانی که کفر ورزیده اند، در این دنیا  همانند چهارپایان می خورند در ‏حالی که آتش جای گاه آنان است. ‏
از نظر بهائیان میان چنین کسانی با مؤمنان و خدا شناسان هیچ فرقی- البته در ادعا- وجود ‏ندارد. حال آن که از نظر قرآن کسانی که مشرک و کافر و فاسق اند، با مؤمنان هیچ گاه برابر ‏نیستند.‏
أ فَمَن کانَ مؤمناً کَمَن کانَ فاسقاً لا یَستَوون! ‏

آیا کسی که مؤمن است با کسی که فاسق است، برابرند؟ هرگز!‏
‏ دوستان گرامی دیدگاه اسلام در این مورد کاملا روشن است و هیچ تناقضی هم ‏در آموزه های قرآنی وجود ندارد. اما بدبختانه و شاید هم خوشبختانه در آموزه های امری ‏تناقض آشکاری میان سخنان پیشوایان امر وجود دارد که به هیچ روی قابل جمع با یک دیگر ‏نیست. ‏
‏2- چنان که گفته ام قرآن برتری آدمیان را در تقوا می داند و می فرماید که ‏گرامی ترین انسان ها نزد خداوند با تقواترین آنان هستند اما روشن است که ‏این بیان در باره ی انسان های خداشناس است نه کافران گمراه که از حیوان ‏هم بدترند. ‏
‏ 3 – و بالاخره آن که قرآن از کسانی دیگر یاد می کند که بزرگترین خیانت را در حق ‏بشریت و ادیان الهی مرتکب شده اند همانها که در باره شان چنین می خوانیم:‏

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْ‏ءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ ‏

مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ فی‏ غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِکَةُ باسِطُوا أَیْدیهِمْ أَخْرِجُوا ‏

أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ ‏

تَسْتَکْبِرُونَ.‏

و چه کسی ستم گرتر است از آن کس که به دروغ به خداوند افترا می بندد یا آن که می گوید: ‏به من وحی می شود. در حالی که چیزی به او وحی نمی شود و نیز کسی که می گوید: من نیز ‏همانند آن آیاتی که خداوند نازل کرده است، نازل می کنم. ای کاش می دیدی ستمگران را در ‏آن هنگام که در سختی های مرگ فرو می روند و فرشتگان دستهایشان را (برای ستاندن جان ‏آنان) می گشایند و می گویند: جانهایتان را خارج کنید.  امروز عذاب خوار کننده را به ‏خاطر سخنانی که به ناحق به خداوند نسبت می دادید و با کبر و غرور از آیات خدا روی می ‏گرداندید، بچشید


گل نوشته های شما در مورد این مطلب ()


برای اطلاع از تمام محتویات این وبلاگ به شما پیشنهاد می کنیم از قسمت بایگانی مطالب قبلی در سمت راست وبلاگ ـ زیر پرچم دیگر خطیبان این منبر جهانی وارد شوید
[1/4/1387- 9:44 ع] افشاگر های ادیب مسعودی
[1/4/1387- 12:41 ص] گذری بر کتاب اقدس قسمت سوم
[1/4/1387- 12:40 ص] گذری بر کتاب اقدس قسمت دوم
[9/3/1387- 9:3 ع] گذری بر کتاب اقدس قسمت اول
[2/2/1387- 10:7 ص] اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان قسمت سوم
[2/2/1387- 10:4 ص] اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان قسمت دوم
[2/2/1387- 9:59 ص] اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان قسمت اول
[20/12/1386- 11:9 ع] جدایی دین از سیاست در بهائیت
[18/12/1386- 6:48 ع] آیا می دانید
[24/11/1386- 2:11 ص] طاهره و بی عفتی های ان
[13/9/1386- 5:11 ع] آیا می دانید ؟؟
[12/9/1386- 4:31 ع] آیا میدانید ؟
[14/8/1386- 11:24 ع] وحدت عالم انسانی از دیدگاه اسلام
[آرشیو شده ها]

شنبه 15 تیر 1387

امروز:   19   بازدید

دیروز:   <**>   بازدید

توجه توجه برای مشاهده مطلب مورد علاقه خود می توانیدکمی پایینتر از درون بایگانی (مطالب قبلی) حقیقت پژوهان وارد شده و مطلب خود را بیابید

[خـانه]

[ RSS ]

[سه جلدی وبلاگ حقیقت بهائیت]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

دیگر همسنگران بهائی پژوه اجر همگیشان با حضرت بقیه الله روحی و جسمی لک الفداء

حقیقت بهائیت [55]
سراب بهائیت [115]
بهائیت افنون استعمار [107]
لینک باکس ستاره [17]
بهائیت [102]
بیائید کمی فکر کنیم [89]
بهائیت ساز مخالف [62]
بهائیت در اسناد ساواک [88]
بهائیت و سیاست [85]
بهائیت و اسراائیل [89]
پاسخ به سوالات در مورد بهائیت [122]
چشم انداز جوان [63]
رهپویان وصال [77]
خاتمیت [57]
مدعیان مهدویت [99]
[آرشیو(36)]

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم .......................... گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

تفریح
مذهب
شبهات اعتقادی
ادیان

هموطن ایرانی خیلی دیر است در قیامت بفهمیم برای چه آفریده شده ایم

حقیقت بهائیت
هما[87]
ایجاد محیطی سالم . مناظره . پاسخ به شبهات . احکام . تعالیم و تشکیلات . همه چیز از بهائیت . معرفی فرق ضاله . مباحث خاتمیت . قائمیت و Baha . bahai . bahaireserch . aghdas . ighan

پرچم حقیقت بهائیت تقدیم به تمام بهایی پژوهان عزیز

حقیقت بهائیت

اوقات شرعی مناطق شهرستانها و شهرهای کشور

حضور و غیاب من در برنامه یاهو مسنجر

یــــاهـو

لینک برخی از همراهان وبلاگ حقیقت بهائیت
پرچم دیگر خطیبان این منبر جهانی