| با سلام خدمت تمام همراهان وبلاگ حقيقت جوي حقيقت بهائيت
آري اينبار بدون شرح بر بالاي منبر جهاني نشستيم تا شرح آن را شما خوبان به نگارش درآوريد
آري بهائيان بخوانند و باز بگويند بهائيت ، دخالت در سياست ، نه اين وصله ها به ما نچسبيده ، و نخواهد چسبيد .
آري شما گفتيد و جوانان با شعور و فهم اين مرز و بوم هم لابد باور مي کنند .
آري شما فکر کرديد ما جوانان ايراني ........ و شما هم حتما خيلي ............... هستيد .
آري .....
اين شما و اين هم نمونه اي از رجال بهايي دوران پهلوي
v وزراي بهايي دولت حسنعلي منصور
ü امير عباس هويدا ــــــــــ وزير دارايي
ü غلام عباس آرام ــــــــــ وزارت امور خارجه
ü اسدالله صنيعي ــــــــــ وزارت جنگ
ü منصور روحاني ــــــــــ وزارت آب و برق
ü اسماعيل رياحي ــــــــــ وزارت کشاورزي
ü هوشنگ نهاوندي ــــــــــ وزارت مسکن
ü عطاء الله خسرواني ــــــــــ وزارت کار
ü حسن پاکروان ـــــــــــ سازمان اطلاعات و امنيت کشور
امير عباس هويدا 3 ماه بعد از پست نخست وزيري 3 بهايي ديگر را به اين جمع اضافه کرد .
ü منوچهر شاه قلي ــــــــــ وزير بهداري
ü دکتر فرهنگ مهر ــــــــــ معاون نخست وزير
ü فرخ رو پارسا ـــــــــ معاونت پارلماني وزارت آموزش و پرورش که پس از چندي در رأس آن قرار گرفت
ديگر مشاغل فرخ رو پارسا اولين وزير زن کابينه :
ü نماينده مجلس .
ü رئيس جمعيت زنان دانشگاهي وابسته به سفارت آمريکا
آيا مي دانيد کليه سهامداران شرکت زمزم ( پپسي کولا ) بهايي بودند .
در مورد هژبر يزداني و ثابت پاسال چه مي دانيد ؟
آيا مي دانيد ........ ؟
فرقه بهايي و مالکيت ارضي
بخش قابل توجهي از بهائيان ايران روستائيان فقيري بودند که در روستاهاي اربابان و مالکان بهائي زندگي ميکردند. تعداد قابل توجهي از اينگونه روستاها در سراسر ايران وجود داشت که يا ملک بهائيان ثروتمند بود يا از موقوفات بهائي.
از مالکين بزرگ بهائي در دوران متأخر قاجار، ميتوان به افراد زير اشاره کرد: ميرزا محمدحسين خان معتمدديوان کواري (فارس) و دو برادرش ميرزا عبدالحسين خان و موقرالدوله (پسران ميرزا احمد خان، از خاندان افنان)، لطفعلي خان کلبادي (سردار جليل) رئيس ايل کلبادي مازندران، قاسم خان عبدالملکي (هژبرالدوله) رئيس ايل عبدالملکي مازندران، و ابراهيم خان ابتهاجالملک گرگاني (بزرگ مالک گيلان).
حضور بزرگ مالکان بهائي در تمامي دوران سلطنت پهلوي ادامه يافت. سياست تقسيم اراضي دهه 1340 ش. اين روند را تقويت نمود زيرا با سلب مالکيت از مالکان مسلمان و ايجاد آشفتگي در ساختار مالکيت و مديريت روستايي راه را براي رشد بزرگمالکان وابسته به دربار پهلوي، بهويژه بهائيان، هموار کرد.
سلطه بهائيان بر دو نهاد اصلي متولي اراضي (اصلاحات ارضي و منابع طبيعي) عامل مهمي در تجديد ساختار مالکيت به سود اعضاي متنفذ فرقه بهائي بود. براي مثال، ناصر گلسرخي، وزير منابع طبيعي در دولت هويدا، در زمينه واگذاري و تملک اراضي چنان بيپروا بود که کارش به رسوايي کشيد؛ و سپهبد پرويز خسرواني از طريق نهادهاي تحت امر خود، سازمان تربيت بدني و باشگاه تاج، به کمک گلسرخي، اراضي پهناوري را تملک کرد.
محسن پزشکپور، نماينده آخرين دوره مجلس شوراي ملّي، در جلسه طرح و بررسي لايحه بودجه سال 1357 با اشاره به هژبر يزداني، بزرگ مالک بهائي دوران متأخر پهلوي، چنين گفت:
در مسير اصلاحات ارضي يک فئوداليسم جديد بهوجود آوردند... زمين را به روستاييان صاحب نسق دادند و بعد با برنامه کشت و صنعت از آنها گرفتند و آن وقت آن زمينها را بهدست عده معدودي دادند... اين زمينها را بهنام ملّي شدن از هزار نفر گرفتند و به يک نفر دادند... مراد از تقسيمات ارضي اين بود که قسمت عظيمي از منابع مملکت را در اختيار عده معدودي قرار دهند. اين بود که وقتي شما از مشهد حرکت ميکنيد و به سمت مازندران ميرويد، دو طرف جاده مدام يک تابلو ميبينيد که نوشته مزارع فلان شخص [هژبر يزداني]... نتيجهاش همين است که در روزنامهها خوانديم که فلان کس [هژبر يزداني] انگشتري هشتاد ميليوني در دست دارد و بادي گارد دارد و لابد ميدانيد که بهوسيله باديگاردهايش هم در مواردي اقدام کرده است...
|