| حقيقت بهائيت در بلاگفا نيز راه اندازي شد
http://baharoom.blogfa.com
شوقي افندي (جانشين عباس افندي) در سال 1320 شمسي (1941ق) لوحي با عنوان <قد ظهر يومالميعاد> نوشته است. در اين کتاب، وي از وقوع انقلابي در جهان ياد کرده که معتقد است در پرتو مسلک بهائي به وقوع پيوسته و به سبب آن انقلاب، شوکت و عظمت اسلام و علماي شيعه منهدم شده است. وي در اين لوح که عنوان زشت <عواقب نکبتبار شيعه اسلام> را بر پيشاني دارد، در هتاکي و بيحرمتي به روحاني و مجتهد، فقه و اصول، مسجد و جماعت، تکيه و روضه و روضهخوان، و وعظ و واعظ شيعه سنگ تمام گذارده است که با پوزش از ملت شريف و مسلمان ايران، به ذکر گوشههايي از آن ميپردازيم:<انقلابي که... از تسلط علماي مذهبي که قرنها جوهر اسلام در آن کشور (يعني ايران) به شمار ميرفتند جلوگيري کرده و طبقهاي را (علما) که دستگاه دولت و حيات ملت به طرح لايتجزي با آن آميخته شده بود، باطناً واژگون ساخت. اين انقلاب... در حقيقت اساس دولتي را که بر پايه شعائر ديانتي تشکيل يافته بود متلاشي ساخت؛ همان دولتي که تا آخرين نفس منتظر و مترصد ظهور امام غايب بود؛ آن امامي که... بايستي بر تمام کره ارض حکومت نمايد.> وي در ادامه نوشته است: <حصين اسلام، که ظاهراً تسخيرناپذير به نظر ميآمد، اکنون از اساس تکان خورده... درهم ميريزد.> همچنين افزود: <معممين مذهب اسلام، که به فرموده حضرت بهاءالله سرهاي خود را با سبز و سفيد مزين نموده و مرتکب شدهاند آنچه روح امين را به نوحه درآورده، با کمال بيرحمي نابود شدند... عمامههاي گنبدآسا و وزين علماي ايران که حضرت عبدالبهاء از روي کنايه گنبدهاي نيلگون و سفيد فرمودهاند، در حقيقت سرنگون گرديد. آن پرمدعاهاي متعصب و خائن و دني که سرهاشان حامل آن عمامهها بود، به فرموده حضرت بهاءالله زمام ملت در قبضه اقتدار آنها بود و در <قول، فخر عالماند در عمل، ننگامم>... عربدههاي متعصبانه... و فتاواي آنها، که با آن وقاحت صادر ميشد و در بعضي موارد شامل اعتراض به سلاطين بود، حال نسياًمنسيا گرديده... اين جماعت ناپاک البته ذلتي را که به آن دچار شده مستحق بودهاند.>
جالب است بدانيم آنچه را شوقي افندي، در فوق بدان مباهات کرده است، اعمالي بود که رضاخان (برکشيده آيرونسايد) به دستور لندن، با زور و تزوير و خون و آتش در اين مرز و بوم انجام داده بود! |